تبليغاتX
یادداشتهای شخصی حسن بیادی - رعايت اخلاق سياسي و اجتماعي اقتدار سياسي را معني مي‌دهد
 

سخنگوي جمعيت آبادگران جوان گفت: توجه ويژه به اخلاق سياسي از مهمترين اهداف و توصيه‌هاي والاي پيامبران و اولياي خدا مخصوصا ائمه هدي(ع) براي كارگزاران امور بوده است تا مديريت‌هاي حاكمان بر مردم در مسير كمال كه علت غائي آفرينش است قرار گيرند.

حسن بيادي در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) ادامه داد: دانشمندان و فلاسفه حتي پيروان مكاتب مادي نيز با بينش و اهداف خود در بسياري از آثار مكتوب و غيرمكتوب خود از تربيت و اخلاق جهت اداره جامعه سخن به ميان آورده و اصول و روش‌هايي ارائه كرده‌اند.

وي خاطرنشان كرد: بسياري از كشورهاي پيشرفته و توسعه يافته با به كارگيري و استفاده جدي از مديريت گروهي و خرد جمعي توانسته‌اند بخش مهمي از اخلاقيات پسنديده، سياسي و اجتماعي را با برنامه‌ريزي دقيق به سيستم تبديل كنند، تا بتواند ناهنجاري‌هاي ناشي از بداخلاقي‌هاي سياسي و اجتماعي را كاهش دهند.

وي با تاكيد بر اين‌كه " دين مبين اسلام با عنايت خاصي كه به روابط سياسي و اجتماعي مجريان و متوليان امور مردم دارد براي تكامل جوامع در قالب اصول و معيارهاي الهي ملاك‌هايي را با الگوئي مناسب براي اداره منطقي بر پايه تقرب به خدا و جلب رضايت او به عنوان زير بناي روابط انسان‌ها مقرر نموده است" اظهار كرد: به تعبيري محور روابط سياسي و اجتماعي مردم در اسلام، با خدا در ميان خلق بودن است، نه بي‌خدا در ميان آنان. به قول فلاسفه اخلاق و عرفان "سفرالي الخلق مع الحق" است. به عبارتي ديگر زندگي سياسي و اجتماعي هدف نيست؛ بلكه وسيله‌اي براي آن هدف اصلي و نهايي يعني به كمال و تكامل رسيدن انسان‌ها براي يك زندگي اجتماعي مطلوب است.

سخنگوي جمعيت آبادگران جوان ادامه داد: براي رسيدن به اين هدف نهايي بايد الگو داشت و هيچ الگويي بهتر از كلام قرآن و سيره و سنت پيامبران مخصوصا سيره و سنت اهل بيت عصمت و طهارت(ع) نمي‌باشد. حضرت اميرالمومنين علي(ع) در نامه تربيتي خود به فرزندش حضرت امام حسن مجتبي(ع) مي‌نويسند؛ پسرم، نفس خود را ميزان روابط خود با ديگران قرار ده و آن‌چه براي خود مي‌پسندي براي ديگران بپسند و آن‌چه براي خود نمي‌پسندي براي ديگران هم مپسند، ستم مكن همان‌گونه كه دوست نداري به تو ستم كنند و نيكي كن همچنان كه دوست داري به تو نيكي كنند و آن‌چه را كه براي خود زشت مي‌داني براي ديگران نيز زشت بدان.

وي هم‌چنين يادآور شد: امام صادق(ع) نيزمي‌فرمايند؛ بايد براي خدا با خلق معاشرت كرد و نه براي بهره خود از دنيا و طلب جام و مقام و از روي رياكاري و شهرت‌طلبي. خداوند نيز در قرآن كريم در آيات نوراني سوره صف مي‌فرمايند؛ اي كساني كه ايمان آورديد نگوييد چيزي را كه به آن عمل نمي‌كنيد.

وي ادامه داد :آن‌قدر رفتار و كردار و گفتار الهي در سيره ائمه هدي(ع) موج مي‌زند، تا جايي‌كه يكي از نامه‌ها‌ي حضرت اميرالمومنين علي(ع) كه به مالك اشتر نخعي نوشته‌اند به عنوان يك منشور درخشان حكومتي در سازمان ملل متحد ثبت و ضبط مي‌شود.

بيادي درباره اين‌كه چرا بايد اخلاقي بود و چرا بايد در سياست اخلاق را رعايت كرد؟ گفت: چراكه در اين صورت شرايط حيات سياسي رضايت‌بخشي براي گروه‌هاي سياسي و اجتماعي مختلف به دست مي‌آيد. با چنين رويكردي نوع عملي كه در رفتار سياسي صورت مي‌گيرد، متعالي باشد.

وي ادامه داد: اقتدار هميشه بايد با حقانيت همراه باشد و يكي از جنبه‌هايي كه اقتدار سياسي را معني مي‌دهد رعايت اخلاق سياسي و اجتماعي است؛ از اين رو و در پي حقانيت سياسي، مشروعيت به وجود مي‌آيد.

وي با اعتقاد بر اين‌كه " يكي از عوامل مشروعيت و حقانيت سياسي در فضاي ذهني مردم، اخلاق سياسي و رعايت آن در مناسبات و تصميم‌گيري‌هاي سياسي كلان است" گفت :اخلاق سياسي موجب سازش ميان عدالت و‌ آزادي آن هم بر اساس ارزش‌هاي متعالي مي‌شود. فرزانگي سياسي يك حاكم نيز بر پايه رعايت اخلاق سياسي و اجتماعي قرار مي‌گيرد.

سخنگوي جمعيت آبادگران جوان گفت: اخلاق سياسي و رعايت آن موجبات امر به معروف و نهي از منكر در همه عرصه‌هاي تصميم‌گيري‌ را ايجاد مي‌كند؛ چراكه حفظ نظام اجتماعي سالم، تامين حقوق همه مردم ـ چه كساني كه در اكثريت هستند و چه كساني كه در اقليت هستند ـ و توجه ويژه به ارزش‌هاي معنوي در سياست با آن حاصل مي‌شود.

وي خاطرنشان كرد: قدرت في‌نفسه مطلوب و مرغوب نيست، قدرت آن‌جايي سودمند است كه در مناسبات سياسي با خط‌كش اخلاق مورد سنجش قرار گيرد، به همين سبب شان و جايگاه حاكمان و احزابي كه اخلاق سياسي را رعايت مي‌كنند ـ چه پيش از كسب قدرت، چه هنگام اقتدار و چه در اواخر حاكميت ـ ثابت و پايدار و با رعايت اعتدال سياسي است.

وي ادامه داد: رعايت اخلاق سياسي به مسوولان و تصميم‌گيران سياسي اجازه هر نوع عملكرد سياسي را نمي‌دهد؛ چراكه معتقد به رعايت مباني و لوازمي است كه در حدود انساني و معنوي بتوان از آن مباني دفاع كرد. از همين جهت است كه با اين مباني، حقوق اجتماعي همه مردم و گروه‌هاي سياسي مدنظر قرار مي‌گيرد.

بيادي افزود: بي‌ترديد هيچ حاكميتي هرچند قدرتمند نمي‌تواند همه مردم را از نظر پارامترهاي شخصيتي يا مهارت‌هاي اجتماعي برابر سازد؛ بنابراين اخلاق سياسي به دولتمردان اين امكان را مي‌دهد كه به آحاد مردم بر اساس سليقه‌هايي كه در محدوده حاكميت تعريف و تبيين مي‌شود رسميت دهند و با همه بر اساس اصل مساوات آن هم با نگاه اسلامي كه از ديگر اديان و مكاتب برتر و تاثيرگذارتر است، رفتار كنند.

وي ادامه داد: اخلاق سياسي از حد تمايلات و خواسته‌هاي حاكمان بالاتر مي‌ايستد و خود محكي را براي اين خواسته‌ها موجب مي‌گردد. ارزش فعاليت‌ها و سازوكارهاي سياسي به ميزان رعايت اخلاق از سوي حاكمان و مردم تعيين مي‌شود.

وي در پايان خاطرنشان كرد كه اخلاق سياسي از سوي حاكمان به رعايت امور زير مي‌انجامد:

1- پايبندي به ارزش‌هاي ديني برپايه ولايت مداري 2-عدالت محوري و حق مداري 3-توجه خاص به اقشار آسيب پذيرجامعه 4- تقواي سياسي 5-مردم داري و مهر ورزي 6-ايجاد مساوات در حقوق گروه‌هاي سياسي 7- تقدم عدل بر ديگر ارزش‌هاي حكومتي 8- تقدم ارزش‌هاي معنوي بر مصالح مادي 9- بهره‌گيري از مشاركت فعال همه مردم و همه گروه‌هاي سياسي سازوگار با حكومت.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 16:12  توسط حسن بیادی  |