تبليغاتX
یادداشتهای شخصی حسن بیادی
 

... پیش از جنگ٬ مسئول بسیج شرکت پشتیبانی و نوسازی هلیکوپترهای ایران(پنها) بودم.

نیروهای خوب انقلابی و متعهد دور هم جمع شده بودیم برای خدمت به انقلاب و امام. روز ۳۱ شهریور٬ زمانی که جنگنده های عراقی به فردگاه مهرآباد حمله کردند٬ شرکت پنها هم به دلیل اینکه در منطقه فرودگاه بود بمباران شد و انبار پشتیبانی و تدارکات غیر فنی تخریب و یکی از دوستانم بنام باباخانلو شهید شد.

در روز اول مهر ۱۳۵۹ باتفاق تعدادی از برادران همکار٬ توسط گروه رزمی حجت الاسلام غفاری با قطار عازم اهواز شدیم. دوستانی که همراه بودیم عبارت بودند از : محسن نیک نظر٬ شهید ناصر زمردی٬ محسن ندرلو٬ حسن نومیری و مرحوم سید محمد میری.

 

برای مطالعه متن کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 14:23  توسط حسن بیادی  |